تبلیغات
سایت تخصصی مبایل - اس ام اس خنده دار, جوک, سرکاری - سری 2
پیغام مدیر

ورود شما را به این وبلاگ خوش آمد عرض میکنم امیدوارم مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما قرار گیرد.

نظرسنجی
به نظر شما مطالب وبسایت چگونه است؟





ساعت و تاریخ

امکانات وبلاگ

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

 

لوگو کده وبلاگ
لینك به ما


لوگوی دوستان

وبلاگ فارسی

آمار و اطلاعات
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

مجموعه اس ام اس خنده دار, جوک, سرکاری سری 1 که  در اختیار شما قرار گرفته است.

برای داریافت مطلب به ادامه ی مطلب بروید.

رفیق غضنفر بابا ش مرده بوده هی بی تابی میکرده .دوستاش بهش میگن برو دلداریش بده.میره پیشش میگه: ناپلون رو که میشناسی؟ اینهمه جنگ و فتوحات کرد اخر مرد.انیشتنم که میشناسی؟اینهمه کشف و اختراع کرد اخرش مرد.بابای تو که هیچ گهی نبود تو اینقدر براش بی تابی میکنی.

-------------------------------

گوشه ای از نامه عاشقانه غضنفر به زنش : بدون توی دنیا یه قلب هست كه فقط برای تو میتپه اونم قلب خودت .

-------------------------------

وقتی زنت خونه نیست چه كار می‌كنی؟ استراحت. وقتی هست چی؟ استقامت .

-------------------------------

غضنفر عینكش را دور دستش می چرخونه بعد میزنه چشش، سرش گیج میره میخوره زمین!

-------------------------------

یه چوب كبریته سرش رو می خوارونه آتیش می گیره .

-------------------------------

قاضی: شکایت شما از این اقا اینه که به شما گفته: احمق ، بیشعور ، نفهم...
شاکی: بله.عین حقیقته.
قاضی:پس اگه عین حقیقته چرا شکایت کردی؟

-------------------------------

به غضنفر میگن چرا میری سربازی؟ میگه والا فقط به خاطر مرخصی هاش

-------------------------------

غضنفر می‌میره، می‌برنش بهشت. دو سه روز می‌گذره، ‌یك روز میان ازش می‌پرسند كه همه چی میزون هست یا نه، میگه: والله همه چیز عالیه، فقط كمی هوا سرده! می‌برنش دم مرز جهنم كه یخرده گرمای جهنم بخوره بهش، كه گرم شه. دوباره بعد از چند روز میان می‌پرسند: خوب اوضاع چطوره؟
میگه: والله همه‌چی خوبه، ولی هنوز یه ذره سوز میاد! میگن بابا تو اصلا" لیاقت بهشت رو نداری، میندازنش تو جهنم! بعد از چند روز میان، می‌پرسند: خوب بالاخره گرم شدی؟ میگه: والله اینجا بهتره، ولی هنوز هم یه ذره سوز میاد! شاكی می‌شند میندازنش طبقه هفتم جهنم، تو مركز آتیش. چند روز می‌گذره‌ ، میان بهش سر بزنن ببینیند اوضاع احوالش چطوره. تا درو باز می‌كنند، غضنفر داد میزنه: ‌داداش اون درو ببند،‌ یخ كردیم .

-------------------------------

غضنفر داشت آب جوش میریخته توی باغچه! بهش میگن: چرا آب جوش میریزی تو باغچه؟؟ میگه: آخه چای كاشتم.

-------------------------------

غضنفر داشت دنبال جای پارك می گشته اما پیدا نمی كرد! در همون حال گشتن به خدا میگه: خدایا اگه یه جای پارك برام پیدا كنیا من نماز می خونم، روزه می گیرم كه یه دفعه یه جای پارك می بینه و به خدا می گه! خدا جون نمی خوادخودم پیدا كردم .

ویرایش شده در یکشنبه 2 فروردین 1388 و ساعت 02:58 ق.ظ

ارسال شده توسط مجتبی ط در تاریخ‌ پنجشنبه 29 اسفند 1387 - 12:46 ق.ظ | نظرات (- -)

چند مطلب اخیر آرشیو شده